|
|
|
جهارشنبه 17 شهریور 1389(11:48:02 ق.ظ)
|
|
|
رأي هيئت عمومي ديوان عالي کشور(بخش سوم و پاياني):
اثبات قتل در مقام دفاع و نقض حکم قصاص
|
|
در بخش اول و دوم به گزارش پرونده و آراي صادره در محاکم بدوي تجديدنظر و شعبه ديوان پرداخته شد. اينک در بخش سوم و پاياني به نظرات قضات و رأي هيئت عمومي ديوانعالي کشور ميپردازيم
|
|
|
|
جلسه هيئت عمومي ديوانعالي کشور موضوع اصراري کيفري رديف88 /22 در مورخه 21 ارديبهشتماه 89 در سالن اجتماعات ديوانعالي و با حضور حضرت آيتالله گرکاني، رئيس ديوانعالي کشور؛ دادستان کل کشور و نيز قضات ديوان برگزار شد و بعد از قرائت گزارش پرونده و ايراد نظرات قضات به اتفاق آرا، اعتراض وکلاي تجديدنظرخواه وارد تشخيص و با نقض آن پرونده در اجراي بند (ج) ماده 266 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري، به نزديکترين دادگاه همعرض دادگاه صادرکننده رأي منقوض در استان کرمانشاه ارجاع گرديد تا با عنايت به استدلال هيئت عمومي، رأي مقتضي صادر نمايد. در بخش اول و دوم به گزارش پرونده و آراي صادره در محاکم بدوي تجديدنظر و شعبه ديوان پرداخته شد. اينک در بخش سوم و پاياني به نظرات قضات و رأي هيئت عمومي ديوانعالي کشور ميپردازيم. ملکي مستشار شعبه 13:انکار بعد از اقرار طبق ماده 1277 قانون مدني مسموع نيست ملکي مستشار شعبه 13 ديوان در باب دفاع مشروع در قوانين جزايي فعلي به مواد 61 و 62 و 625 و 626 و 627 و 628 و 629 اشاره کرد وبيان داشت با استناد به بند الف ماده 629 که ميفرمايد دفاع از قتل يا ضرب و جرح شديد يا دفاع از هتک ناموس خود و اقارب. بهتر ديدم که به سابقه اين مسئله دفاع مشروع در قوانين و تاريخچه آن و سير تحولي آن نيز اشاره مختصري کرده و به عرض سروران برسانم در قانون جزايي عمومي سابق از ماده 184 تا 192 مربوط به دفاع مشروع بود که در تدوين و تنظيم و تصويب قوانين جديد نيز از اينها استفاده شده در ماده 184 ميگويد قتل و جرح و ضرب هر گاه در مقام دفاع از نفس يا عرض يا مال خود مرتکب يا شخص ديگري واقع شده با رعايت موارد ذيل مرتکب مجازات نميشود مشهود بر اينکه دفاع مستند ب با خطري باشد که مرتکب را تهديد ميکرده است در موارد 185 و 186 هم مواردي ديگري را قيد کرده ميفرمايد در مواقعي که توسل به قواي دولتي براي دفاع ممکن باشد بدون اينکه وقف فوت شود و ضرري وارد آيد موقعي براي عنوان دفاع نخواهد بود ماده 188 در مقام دفاع از نفس و عرض در موارد ذيل قاتل عمد از مجازات معاف خواهد بود يک براي دفاع از قتل يا جرح شديد و ضرب آثار شديد در صورتي که خوف از اين امور هستند به قراين معقوله باشد 2- براي دفاع از کسي که درصدد هتک عرض و ناموس ديگري به اکراه و عنف برآيد. 3- براي دفاع از کسي که درصدد سرقت و ربودن انساني برآيد ماده 189 قتل عمد در مقام دفاع از مال در موارد ذيل مجازات نخواهد شد اول در مورد مواد 222 و 23 و 24 سرقت و سرقت با آزار. دوم در مورد ورود در منزل مسکوني يا ملحقات مقتوله آن در شب بوسيله بالا رفتن از ديوار يا شکستن در، يا امثال آن سوم هر فعلي که بر حسب قرائن معقوله موجب خوف قتل يا جرح شديد يا ضرب آزار شديد باشد در ماده 626 فقط از کلمه عرض نام برده اما در ماده 627 عرض ناموس با يکديگر به کار رفتند اگر چه در عرف عرض وناموس مترادف هستند اما بايد دانست که عرض معناي وسيعتري نسبت به ناموس دارد زيرا ناموس فقط شامل محرمات اخلاقي اقوام نزديک است اما عرض شامل محرمات اخلاقي ديگران نيز ميشود عرض شامل کلي امور حيثيتي و شرافتي ميشود در دفاع مشروع اگر شخصي که احتمال تجاوز و حمله را ميدهد پيشدستي کند و زودتر هم نمايد عمل او دفاع مشروع به حساب نميآيد تناسب ميان حمله و دفاع از جهات مختلفي همچون وسيله ارتکاب جرم تعداد افراد مهاجمين و مدافعان نوع عمل ارتکابي وضعيت مهاجم، وضعيت مدافع قابل بررسي است مثلاً اگر مهاجم در حمله خود وسيلهاي به کار برده و مدافع بتواند بدون بکار بردن وسيله از خود دفاع نمايد حق ندارد اسلحه يا چاقو يا چوب بکار گيرد و اگر اين کار را بکند از مزاياي دفاع مشروع بهرهمند نخواهد شد اگر مهاجم در وضعيتي قرار دارد که با هياهو و داد و فرياد فرار ميکند نميتوان او را مجروح کرد دوم ملاک تشخيص تناسب ميان حمله و دفاع نظر دادگاه است که به لحاظ کليه جوانب مسئله آن را تشخيص ميدهد و ضابطه کلي آن است که دفاع در حدي انجام شود که خطر و حمله را دفع نمايد و بيشتر از آن جايز نيست. 3- يکي از مواردي که دفاع متناسب با جمله نيست جايي است که مرتکب بتواند با فرار از صحنه حمله را منتقي کند اما به جاي فرار ايستادگي کند و از خود دفاع نمايد و در رأي اصراري شماره 1989 مورخه 3 مهر 1342 ديوان عالي کشور که موضوع آن قتل معلمي به دست دانش آموز خود بوده است آمده است که دفاع وکيل متهم مبني بر دفاع مشروع در مقابل قصد عمل لواط با وي موجه نيست چون امکان فرار براي متهم بوده است.4- شرط بعدي براي دفاع مشروع بر اين است که توسل به قواي دولتي يا هر گونه وسيله آسانتري براي نجات ميسر نباشد ماده 61 ميگويد توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت فعلاً ممکن نشود. 5- توسل به وسيله آسانتر مصاديق فراواني دارد و اجماع فقها بر اين است که در صورت توسل به وسايل آسانتر نميتوان به سراغ وسايل شديدتر رفت در تمام مواردي که ذکر شد واجب است که مدافع از طريق عليالاسهل فالاسهل استفاده کند اگر مهاجم با تذکر و اخطار دفع ميشود که بايد به آن اکتفا کند اگر با ضربه دست دفع ميشود بايد به آن بسنده نمود اگر با عصا منصرف ميشود. همين قدر کافي است اگر با جراحت شمشير قطع ميشود همين مقدار کافي است و سرانجام اگر دفع مهاجم جز از راه کشتن ممکن نباشد بايد ترتيب فوقق را رعايت کرد اما اگر ترس اين باشد که با رعايت ترتيب وقت فوت ميشود و مهاجم غلبه پيدا ميکند رعايت ترتيب فوق لازم نيست و توسل به هر چيزي که موجب دفع تهاجم گردد جايز است تحرير ا لوسيله حضرت امام خميني (ره) جلد 1 صفحه 268. 6- امکان کمک کردن از مردم نيز جزو وسايل آسانتر محسوب ميشود بنابر اين اگر در محل افرادي وجود داشته باشند که مجني العليه بتواند از آنها کمک بگيرد بايد اين کار را بکند هر چند تصريحي به آن نشده است ماده 629 در مورد قتل و غيره جنبه هستي دارد و ملاک تشخيص شديد بودن ضرب و جرح و آزار بر عهده دادگاه است که بايد نوع عمل وضعيت مجني العبيه و غيره را ملاحظه کند و اگر دفاع مشروع تلقي شود مسئوليت مدني و پرداخت ديه منتفي است و مقتول مهدورالدم است ماده 15 قانون مسئوليت مدني ميگويد کسي که در مقام دفاع مشروع موجب خسارت بدين يا مال شخص متعدي ميشود مسئول خسارت نيست مشروط به اينکه خسارت وارده بر حسب متعارف متناسب با دفاع باشد اما رأي دادگاهها اولاً آلت قتاله بوده ثانياً موضع حساس بوده مورد انطباق با بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي داشته اقارير مکرر محکوم عليه در مراحل مختلف بوده که انکار بعد از اقرار طبق ماده 1277 قانون مدني مسموع نيست کذب اقارير مذکور هم نزد حاکم ثابت نشده تا اثري نداشته باشد طبق ماده 1276 اقرار کتبي در حکم اقرار شفاهي است ماده 1280 قانون مدني نظريه پزشکي قانوني مورد اعتراض قرار گرفته و از ادله اثبات جرم در صفحه 11 گزارش قيد شده در برگ 12 گزارش قيد شده که مأمورين تحقيق کردند اينها با هم ديگر اختلافات قبيل نداشتند به مسئله علم قضات در صفحه 13 گزارش اشاره شده اقارير متهم مطابق ماده 194 دادرسي کيفري هم صريح بوده هم بدون شک و شبهه و قرائن و امارات نيز مؤيد اين معني بوده ترديد و تعارضي هم با ادله ديگر نداشته اينکه قيد شده اقرار عندالحاکم نبوده اين تبصره ماده 159 است ميگويد که در مواردي که اقرار متهمين يا شهادت شاهد مستند رأي دادگاه باشد استناد آن توسط قاضي صادر کننده رأي الزامي است. که فقط در اين مورد اشاره شده بنا به جهات و دلايلي که محضرتان عرض کردم بنده آرا دادگاهها را تأييد مينمايم. بلادي مستشار شعبه 11 ديوان: اين از مصاديقي است که بايستي ديه پرداخت بشود در خصوص مطالب جناب آقاي ملکي ، بنده نظر مخالف دارم و با نظر شعبه محترم ديوان موافقم به دلايل ذيل. اول مسئلهاي که هست در زمان حاضر ما يک علمي داريم به نام علم بزه ديده شناسي يا مجني العليه شناسي صرفاً به آن مجرم نگاه نميشود اعمال و گفتار مجني العليه هم بايد مورد نظر واقع بشود تا تصميم عادلانه گرفته بشود موضوع صد درصد اين نيست که هر قتلي واقع شد قاتل تنها بايد مورد نظر قرار بگيرد اون کسي که بزه ديده مجني العيه هم مورد نظر هست در اين جا اعمال و گفتار مجني العليه صد درصد بايد مورد نظر قرار بگيرد.در دين مبين اسلام و قرآن کريم هم قتل را قتل مظلوم ميفرمايند اگر کسي خودش باعث شد که يک ايجاد آشوبي بکند که آن آشوب به مرگ خودش منتهي بشود شايد از جنبه مظلوم ديگر اين آدم خارج است تمام دادگاهها در اينجا با هم متفق القولند که رفتار و گفتار اين آقا باعث اين جريان شده هيچ کدام هم ترديد ندارند در قتل هم ترديد نيست همان جوري که ديوان محترم هم پذيرفته در قتل ترديدي نيست در رفتار و گفتار تحريک آميز مجني العليه هم هيچ ترديدي ما نداريم خب وقتي اين وضع هست آيا ميشود همچين کسي را ما اعدامش کنيم شب بوده انسان بايد خودش را در آن وضعيت قرار بده يک آدمي با چهره بسته با صداهاي عجيب و غريب و سنگ پراني حمله ميکند اينها هم اول بهش تذکر ميدهند آقا اين کار را نکن اين کار را ميکند خوب بعد حمله ميکند به اينها هم ميزند با چوب ميزند از خودش دفاع کرده منتها ما در فقه به عنوان دفاع يا مهدور الدم اين را ميآوريم به جاي آن به اصطلاح رفتار و گفتار تحريک آميز بر مبناي قرآن کريم که مظلوم را فرموده در فقه آمدند گفتند که بايستي اين به عنوان مهدورالدم و يا دفاع مشروع خوانده بشود وقتي که اين آقا آمده و اين کارها را کرده عکسالعمل طبيعي آن شخص اين ميتواند باشه و بنابراين در واقع يک نوع دفاع است در واقع يک نوع دفاع است که هر کس در آن وضعيت قرار بگيرد جز اين کار نخواهد کرد البته هر کسي که عرض ميکنم ممکنه بعضيها هم ترسو باشند بيفتند غش کنند يکي ممکنه از ترس غش کنه آن جا؛ ولي يک آدمي که ميتواند از خودش دفاع کند جز اين نخواهد کرد بنابراين من موافق نظر شعبه محترم ديوان هستم و معتقدم که اين از مصاديقي است که بايستي ديه پرداخت بشود خصوصاً که اينها بلافاصله درصدد نجات اين شخص برآمدند و رفتند بوسيله تراکتور يا هر چي اين را به بيمارستان رساندند بلکه نجاتش بدهند و خواستند که نجاتش بدهند اما نتوانستند بنابراين من کاملاً با نظر شعبه محترم ديوان موافقم. نيري معاون قضايي ديوان: همراه داشتن چاقو شبهه انگيز است چيزي که در اينجا يک مقدار شبهه برانگيز هست اين هست که اولاً اين چاقو را براي چي از قبل تهيه کرده بودن و بعد هم از شهر حرکت کرده رفته ده براي گوشمالي اينها. اين را اگر جناب آقاي عروجي يک مقداري توضيح بدهند شايد يک مقدار رفع شبهه بکند چون آدم چاقو تو جيبش نميگذاره. اين از شهر حرکت کرده براي گوشمالي و چاقو را هم برداشته .اين چاقو همراه داشته ، به نظرم گوشمالي مسئله اين آقا است. شبيري رييس شعبه 15 ديوان: در اينکه مورد از موارد دفاع بوده کوچکترين شبههاي نيست من فکر ميکنم مسئله خيلي روشن است جناب آقاي بلادي هم مطالب اصلي را فرمودند شما تصور بفرمائيد که سه نفر نوجوان کم سن و سال که خود متهم 16 ساله رفيقش 15 ساله و ديگري هم 17 ساله اينها در وقتي که در قسمت کوهستاني هوا هم تاريک مرتب سنگ پرتاب ميشود اول هم سر و صداي حيوانات را شنيدند از ترس پا به فرار هم گذاشتند بعد هم اينها آمدند رو به رو شدند خود مقتول آدم قوي هيکلي هم بوده 25 ساله رفيقش 26 ساله اين مواجه ميشود طوري هم هست همان رفيقش جهانشاه ميگويد من بهش گفتم نرو گوش نکرد گفت من تنها ميروم يعني به قدري اطمينان داشت که تنهايي با 3 نفر مواجه ميشود هيچي هم نيست دست اين چوبي بوده که به تعبير گرز است معلوم ميشود چوب نازک کوچيک هم نبوده اين حمله ميکند هر سه را ميزند اولي را ميزند دومي را ميزند اينها جرأت نکردند نزديک بروند دست اين چوب بوده دست آنها خالي اون يکي با اون وضعي که قبلاً هم وحشت کردهاند سنگ پرتاب ميشد. سر و صداها ميشنيدند خواستند فرار کنند اينها جلو راهشون آمدند خود ما در اين جا چکار ميکنيم ما دست خالي يعني اون جا تا در جيبمان چاقو باشد قهراً در اين جا در ميآوريم از خودمان دفاع ميکنيم اون که ميآيد به طرف اين حمله ميکند اين چه کار کند؟ بگويد نه خواهش ميکنم نزد من نيا الان چاقو دارم تهديد بکنم .اصلاً هيچ عکسالعملي اين يک دانه زده و بعد هم فرار کرده فکر نميکرده طوري هم شده باشد بعد هم که متوجه شده آمدند گفتند زدي کشتي اين ناراحت برگشته آمده نجات بده اصلاً هيچ به نظر اين نميآيد اين جا که اصلاً چه کار ميتوانست بکند اينجا مرتب ميگويند که اين بايد الاسهل و فيالاسهل را رعايت ميکرد بايد چکار ميکرد الاسهل و فيالاسهل بايد به اون گفت اجازه بديد من بتونم فرار کنم شما هم مرا تعقيب نکنيد خوب غير از اين راه ديگري به نظر نميرسيد و احتمال اينکه اصلاً خون اين هم هدر بوده زياد هست که اين اصلاً ديه هم نداشته باشد بنابراين من اصلاً شبههاي ندارم که قصاص اصلاً جايز نيست. گفتند بين اينها دشمني نبوده چاقو معمولاً ميروند مسافرت ميروند اين طرف و آن طرف کوه ميروند اينها که کوه ميروند خود شما وقتي کوه ميرويد گاهي همراهتون چاقو ميوه ميخواهيم ميوه بخوريد يا هر چيزي نميگويم کارد و اينها هم نگفتند شمشير هم نگفتند تازه خيليها براي اين جورجاها ميروند ميگويند با حيوانات مواجه ميشويم چاقو همراهمان باشد کوه ميروند اينها خيلي عادي بودن چاقو هم در جيب او خيلي عادي هست به نظر من در اينکه مورد از موارد دفاع بوده کوچکترين شبههاي نيست. ابراهيمي معاون قضايي ديوان: نظر چند نفر از آقايان اعظام مراجع تقليد قم را قرائت ميکنم گزارشي که جناب آقاي احمدي شاهرودي تهيه فرموده بودند و قرائت فرمودند واقعاً کامل و دقيق بود و تمام استدلالهايي که دادگاهها در مقابل شبهه داشتند در گزارش ذکر کردند و همکاران محترم ديگر من در اين خصوص توضيحاتي را ارائه کردند بنده توضيحي در اين مورد ندارم و نظري هم ندارم و اگر هم يک موقعي حق رأي داشتم نظر شعبه را تأييد ميکردم مبني بر پرداخت ديه اما اينکه فرموديد نظر چند نفر از آقايان اعظام مراجع تقليد قم را بنده قرائت ميکنم اطاعت ميشود البته سؤال از همه آقايان يکسان است ظاهراً يکي از وکلاي پرونده اين سؤال را مطرح کرده و بايد عليالاصول وکيل متهم بوده باشد اولين سؤال را از مرحوم آيتالله منتظري داشتند متن سؤال اين است استعلام در 30 تير پ1386 تحت شماره 238 از ايشان به عمل آمده مرقوم داشتند. در تاريخ 15 آبان 1383 که مصادف با 21 ماه قمري بوده سه جوان هم سن و سال 18 ساله به اسامي رسول، کامران، محمد به ارتفاعات نزديک شهر گيلانغرب که غاري در آنجا بوده عزيمت مينمايند حسن که از قبل با احدي از آقايان اختلاف داشته از عزيمت آنان مطلع و به قصد اذيت و گوشمالي وي در معيت دوستش جهانشاه ضمن تعقيب مشاراليه حوالي ساعت 9 شب که هوا کاملاً تاريک بوده در ارتفاعات مشرف در غار مستقر و با پرتاب سنگ و زوزه حيوانات آنان را مرعوب به نحوي که سه نفر مزبور محل را ترک مينکايند حسن آنان را مجدداً تعقيب و علرغم خواهشم جهانشاه راه را بر آنان سد مينمايد بدوا در حالي که کاملاً سر و صورت خود را پوشانده کامران را که چراغ اضطراري در دست او قرار داشته چراغ را شکسته تخريب کرده وي را مجروح مينمايد سپس به دو نفر ديگر حمله ور ميشود رسول که از قبل چاقويي همراه داشته بدون اينکه بر هويت مهاجم وقوف بيابد او را بشناسد يا اختلافي با او داشته باشد ضربهاي به شکم او وارد کرده منجر به مرگ او ميشود با عنايت به اقدامات مهاجم درخصوص پرتاب سنگ و در آوردن زوزه حيوانات و قصد اوليه او در باب اذيت و گوشمالي آنان و عليرغم ترک محل توسط مشاراليه و تعقيب آنان و سد نمودن راه مشاراليه و تاريکي حاصله و فقد اختلاف و پوشيده بودن سر و صورت مهاجم و لحاظ اظهارات ضاربين مبني بر اينکه ترسيده بوديم و قصد کشتن کسي را نداشتيم و حسن را نشناختيم و سر و صورت او پوشيده بود اولاً ادعاي وي در باب دفاع مسموع است يا خير؟ ثانياً بر فعل چنين شخصي ميتوان عمد در سلب حيات ديگري اطلاق و قصاص نفس بر عمل او مرتب نمود پاسخي که مرحوم حضرت آيتالله منتظري در زمان حيات خودشان در 19 مرداد 1386 اعلام فرمودند مجرد ادعاي دفاع براي جلوگيري از قصاص کفايت نميکند ولي اگر از قرائن و شواهد احراز شود که قاتل در مقام دفاع بوده نه قصاص ثابت است و نه ديه. سؤالي به همين مضمون با همين متن از حضرت آيتالله العظمي مکارم شيرازي به عمل آمده باز در همين تاريخ ايشان پاسخ فرمودند از قضيه شخصيه بياطلاعيم ولي مطابق آن چه نوشتهايد قتل مزبور قتل عمد و موجب قصاص محسوب نميشود از حضرت آيتالله العظمي موسوي اردبيلي سؤال شده همين سؤال با همين متن ايشان پاسخ فرمودند در فرض سؤال چنانچه قضيه به شکل مذکور در سؤال واقع شده باشد چون رسول در مقام دفاع بوده هر چند قتل عمدي محسوب ميشود ولي مورد قصاص نيست اما اگر نزاع موضوعي در بين بوده باشد مثل اين که اوليا دم وقوع قتل به نحو مذکور را منکر بوده باشند و يا در جهات ديگر از آن چه در سؤال آمده با هم اختلاف داشته باشند محتاج به مرافعه شرعيه است. حضرت آيتالله صافي گلپايگاني هم پاسخ فرمودند به اين دو تا سؤال: سؤال از حکم کلي فقهي نيست بلکه موضوعي است به طور کلي گفته ميشود چنانچه دفاع متوقف بر چنين ضربهاي باشد مسئوليت قصاص و ضمان ندارد و اگر دفاع در واقع متوقف بر چنين ضربهاي نباشد ولي فرد ضارب با توجه به خصوصيات مذکور براي دفاع راه چارهاي بهتري در آن حال به فکرش نرسيده قصاص نميشود ولي ديه دارد اما اگر با توجه به امکان دفاع به نحو ديگري که کشنده نباشد چنين ضربهاي زده باشد مستحق قصاص است تشخيص موضوع در صورت اختلاف با قاضي واجد الشرايط است که با ملاحظه شواهد و قرائن با دقت ميتواند موضوع را تشخيص داده حکم صادر نمايد. حسب الامر نظر آقايان قرائت شد.. فرج اللهي رييس شعبه32 ديوان: قتل ايشان عمد است و نميشود به کيفيات موجهه دفاع متوسل شد و من رأي دادگاهها را تأييد ميکنم ضرورت ديدم يک مسئلهاي را خدمت آقايان عرض بکنم و آن کاربرد عرف در تشخيص موضوعات کيفري است شايد در حقوق خصوصي عرف جايگاه مهمي دارد ولي در امور کيفري با توجه به اينکه اصل قانوني بودن جرايم مجازاتها حاکم است يک مقدار توسل به عرف کمتر است منتها براي تشخيص موضوعات ما نميتوانيم به عرف مناطق را ناديده بگيرم با کمال تأسف حالا من اين را بگويم در مناطق غرب ايران مثل کرمانشاه ،لرستان مناطق مرکزي دامنه البرز، زاگرس اين مسئله شوخي کردن، حال گرفتن، گوشمالي دادن بين جوانها يک مسئله متعارف و رايجي است. البته مطالعات تطبيقي هم نشان ميدهد که در بعضي از ايالات مثلاً شيکاگو من ديدهام که در بررسي علل بزهکاري نوجوانان مثلاً ضرب و شتم همين مسئله هست در بين مخصوصاً سياه پوستان حواشي شهر شيکاگو به هر حال در منطقه لرستان و کرمانشاه اينکه يک نوجواني را که اگر ببيند يک مقدار ادعاش ميشود که قدرت بدني دارد گوشمالي بدهند به قول خودشان رو کم کنند مسئله بسيار متعارفيه. متأسفانه مخصوصاً در بين چادرنشينها، چوپانها و افرادي که در مناطق به خصوص روستايي زندگي ميکنند ملاحظه ميفرمايند اين آقا صرفاً ميخواسته اينها را بترساند به خصوص شبها اگر همه جوانهاي 16 الي 17 سالهاند اگر کاري مخاطره آميز انجام بدهند و يک کسي که سنش بالاتر است ببيند اينها نيمه شبي مثلاً اول شبي بلند شدند رفتند کوه خوب ميخواست ثابت کند که مثلاً اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست شما ديگر اين حرفها چيه ميخواهند بترسانند . درسته که جناب آقاي بلادي فرمودند که در بزه ديده شناسي به نقش بزه ديده در آفرينش جرم هم نگاه ميشود و البته در تخفيف مجازات هم همين طور که ايشان فرمودند استفاده ميشود و نقش اين آقا هم در آفرينش جرم واقعاً نقش مهمي بوده ولي اينکه ما بگويم واقعاً قصد حمله داشته و حمله به گونهاي بوده که جز با چاقو نميشد جوابش را داد يک مقدار با واقعيات قضيه سازگار نيست. اين آقا نميخواسته اينها را بکشه نميخواسته دست و پاي اينها را بشکنه همين طور که ملاحظه ميفرماييد اولي يا دومي را هر کدام يک ضربه بهشون زده که گفته شده ضربهاي که به ران يکي از آنها خورده باعث کبودي اون ناحيه شده به اين آقا هم اگر چاقو بر نميداشت فوقش يک ضربه اينجوري ميزد ممکن بود براي اينکه گوشماليش بده به هيچ وجه حملهاي که موجب قتل بشود و بخواهد بکشد منظور اين آقا نبوده متهم متأسفانه به علت نوجواني و احساس و احساسات قوي به اصطلاح و غرور نوجواني که داشته چاقويي که ميگويد 15 تا 20 سانت تيغه چاقو بوده از چاقو استفاده کرده آقايان ميفرمايند که متناسب نبوده بنابراين چون از حد دفاع هم تجاوز کرده اگر چه دادگاه هم به آن استناد کردند و به مسئله 8 تحريرالوسيله استناد کردند به اعتقاد بنده اصلاً دفاع به اين حد لازم نبوده حتماً با يک سنگي بر ميداشت طرفش پرتاب ميکرد او از حرکت خودش باز ميماند يا مثل او دو تاي ديگر اگر هيچ واکنشي هم نشان نميداد فوقش يک ضربه بهش وارد ميشد بنابراين به اعتقاد بنده قتل ايشان عمد است و نميشود به کيفيات موجهه دفاع متوسل شد و من رأي دادگاهها را تأييد ميکنم. احمدي شاهرودي مستشار شعبه 6 ديوان: اين جا قطعاً قتل قتل عدواني نيست و موجب قصاص نيست واقعاً از فرمايشات آقاي فرجاللهي من تعجب ميکنم در آن جريان قتلهاي زنجيرهاي کرمان که پروندهاي بود که با آقاي ابراهيمي هم بودند و اينها گفتند که مطرح شد که چرا شما نظرتان بر قصاص نيست؟ايشان گفت چون ملاک اين است که قتل عدواني باشد چون ايشان نظرشون اين بود گر چه من مناقشه کردم ميفرمود چون ملاک در قصاص چيزي که موجب قصاص است که قتل عدواني باشد و در پروندههاي کرمان گفتند ما قتل عدواني را تشخيص نداديم رفتند کشتند استخاره گرفتند کشتند و کشتند ما تشخيص نداديم به قتل عدواني. جناب فرج اللهي يعني اين جا قتل عدواني بوده يعني اين بيچارهاي که مورد حمله قرار گرفته و کشته حالا کشته آيا اين قتل؛ قتل عدواناً واقعاً نظر شما آن جا قتل عدواني نبوده ولي اينجا قتل عدواني بوده خود شما گفتي قتل عدواني. اين جا کجاش قتل عدواني بوده از ناحيه مقتول عدوان بوده آن وقت من خيلي تعجب ميکنم نميخواستم صحبت کنم چون من بر مبناي خود شما دارم صحبت ميکنم ميگويد چون به نظر ما ملاک قصاص اين است که قتل قتل عدواني قاتل عدواناً کشته باشد و در جريان قتلهاي زنجيرهاي کرمان قاتل عدواناً نکشتند اما اين جا واقعاً قتل عدوانيه. اين همه قرائن، شواهد، نشانهها، حملهها، هجمهها اين را کشته. نميدانم اينها ميگفتند ما اصلاً تشخيص نميدهيم اين شمشير است يا گرز است يا چوب است خوب چه بسا شمشير باشد خوب با شمشير وقتي بزند بکشه هيچ از خودش دفاع نکنه فرض بر مبناي شما که ملاک قصاص را قتل عدواني ميدانيد والا قصاص نيست. اين جا قطعاً قتل قتل عدواني نيست و موجب قصاص نيست طبق مبناي خود آن.. عروجي رييس شعبه 6 ديوان: اگردفاع غير متناسب است محکوميت به قصاص دليل شرعي و قانوني ميخواهد صورت مسئله همه عزيزانمان از گزارش ما کاملاً روشن شد که چگونه بوده در فصل پاييز نيمههاي پاييز بوده در وقت تاريکي و سردي شب اون هم در کوهستان در کوه و اين سه جوان در سن و سال 17 و 16 ساله و اينها بودند و آقاي حسن ظ 25 ساله بوده و اينها به عنوان تفريح رفتند به کوهستان هدفشان تفريح بوده ولي آقاي حسن ظرافت با نظر سوء به کوه رفته نظر سوئش هم از حرفهاي همراهش آنان جهانشاه به صراحه معلومه اولاً آقاي جهانشاه ن به صراحه ميگويد که من خواستم منصرفش کنم ببينيد خوب عنايت داشته باشيد ميگويد من خواستم منصرفش کنم ولي موفق نشدم نه تنها موفق نشدم در عين حال که من تازه از کوه برگشته بودم مرا هم وادار کرد مجبور کرد به همراه خودش ببره عنايت داشته باشيد که اگر نظر سوءنداشته چه نظري داشته؟ حرفهاي جهانشاه نوري در ترسيم ايده و هدف حسن ظرافت از رفتن به کوه کاملاً روشن است پس نظر سوء داشته حالا نظر سوئش چي بوده اوني که جناب فرج اللهي مطرح ميکند فکر نميکنم اينجا اون حرف بوده براي اين که اون آقاي همراه رسول صفري فردي به نام محمد س در گزارش هم اشارتاً ما آورديم که اين مينوشته مورد سوءاستفاده منفي قرار گيرد هيچ بعيد نيست که آقاي حسن ظ 25 ساله خواسته باشد در دل کوه در دل شب بهرهبرداريهاي منفي را هم از اين فرد يا امثال آنها داشته باشد پس روشن است که آقاي حسن ظ با نظر سوء رفته به کوه و روشن است که جمله و هجمه از طرف حسن ظ بوده به صراحه هم آقاي جهانشاه ن به کرات در گزارش ديديد که آورديم آقاي جهانشاه ن مطرح ميکند که اين آقاي حسن ظ بود که من به همراهش به اينها جمله کردم ابتدا ما به صورت سنگ پراکني دوم زوزه حيوان در آوردن عنايت داشته باشيد که در دل شب در تاريکي شب اون هم در کوهستاني که ماواي چه بسا حيوانات خطرناک هست زوزه حيوانات درآوردن که نشانگر اين هست که حيوانات خطرناک اينجا هست چه هدفي را تعقيب ميکند آقاي حسن ظ سنگ پراکني ميکند دنبالش زوزه در ميآورد سوم خودش را ميپوشاند چهارم حمله ميکند با چوب دستي که گرز بوده دستش ابتدئاً به يکي از اينها ميزند دومي را ميزند آقاي فرج اللهي واقعاً من هم شگفت زده شدم چطور ميفرمايند که آقاي رسول ص ميبيند دوتاي ديگر را بالاخره چوب بر سرشان يا غير وارد آورده با گرز آقاي رسول ص هم بايد تسليم محض ميشد يک چوب هم به کله اين ميخورد قضيه تمام ميشد فکر نميکنم جناب فرج اللهي بخواهد با آن ديد و بينش قضائيشون اين حرف را مطرح کنند و بپذيرند اين از نظر احساس چيز خوبيه ولي واقع بينانه اگر بخواهيم قضيه را بررسي کنيم چه طور ميشود طرف به چشم خودش ببيند سر و کله دوتا از همراهاشون چوب پايين آمده حالا به کلشون خورده يا جاي ديگر گرز پايين آمده اونها را زده اينها هم در حال فرار بودند نه اينکه وايستاده بودند در حال فرار بودند حالا آمده حمله کرده اين دو تا را خوابانده حالا به هر صورت و شکلي اين آقاي رسول ص چه کار بايد ميکرد؟ آيا غير از چاقو چيزي در دستش بود يا بايد تسليم محض ميشد چوب بر کلهاش ميخورد حالا اين چوب اين را ميخواباند يا نميخواباند نميدانم يا بايد وظيفه داشت از خودش دفاع کنه اگر بنده و جنابعالي يک چنين حادثهاي برامون پيش بياد بين خود و خدا چه کار ميکنيم تسليم ميشويم آيا اون جا امکان فرارش بوده آيا امکان بصورت دفاع داشته هيچ کدامش نبوده علاوه بر اينها ميفرماييد که بايد اين حمله نميکرد فرار ميکرد، فرار هم ميکرد گرز از کلهاش ميآمد پايين از کجا بايد ما متقاعد باشيم که اگر فرار ميکرد گرز بر سرش پايين نميآمد ملاحظه ميفرماييد که در احکام صادر شده حتي جهانشاه که همراه حسن ظ بوده اين هم محکوم به يکسال زندان شود عنايت داشته باشيد ولي کامران پ و محمد- س هيچ کدام به محکوميتي هم ما در اين پرونده نميبينيم بر نميخوريم ولي جهانشاه ن- ن همراه حسن - ظ از باب معاونت محکوم به يکسال زندان هم شده است علاوه بر اينها چيزي که مدنظر عزيزانمان باشد هر دو تا محکمه در تمامي اين آرائشان دفاع متهم رسول - ص را پذيرفتند به صراحه پذيرفتند تنها چيزي که مطرح ميکنند ميگويند متناسب نبوده ميخواهيد من متن آرايي که براتون قرائت شده مجدداً من بخشي از آن را براتون بخوانم در تمامي اين آرا متناسب نبودن دفاع را خود محاکم پذيرفتند اگر متناسب بودن دفاع را پذيرفتند چرا بايد حکم به قصاص ميدادند. من اجمالاً عرض ميکنم گزارش ما مفصل بوده براي اين بوده است که عزيزان از هر گونه نگرش به محتويات پرونده مستغني باشند و متن آرا محاکم هم به تمام معني عليه خود محاکم هست که پذيرفتند دفاع بوده منتها غير متناسب. اگردفاع غير متناسب است محکوميت به قصاص دليل شرعي و قانوني ميخواهد. و السلام عليکم.
|
|
|
.ذکر منبع در استفاده از مطالب و تصاویر الزامی
است
|